اتوماسیون هوش مصنوعی و معماری سیستم برای کلاد (Claude).
کلاد را از یک «ابزار چت» به کارمند ارشد بیزینس خود تبدیل کنید
یه روش ساده و چهار مرحلهای که کلاد رو از یه چتبات معمولی تبدیل میکنه به یه نیروی کار واقعی برای کسبوکارت — همون روشی که خودمون توی رایمند شاپ امتحانش کردیم و جواب داد.
● Skills · یاد دادن کارها
● Age.md · قانون اصلی
چرا بیشتر آدمها از کلاد نتیجهی درست نمیگیرن؟
کلاد رو باز میکنی، یه سؤال میپرسی، یه جواب خوب میگیری — ولی فردا باید دوباره همهچی رو از اول توضیح بدی. این تکرار هر روزه، آرومآروم وقت و انرژیت رو میخوره.
تا الان با باهوشترین دستیار ممکن، مثل یه غریبهی توی خیابون رفتار کردی. مشکل از کلاد نیست؛ مشکل اینه که هنوز درست راهاندازیش نکردی.
هر بار از صفر
کلاد چیزی از گفتگوی دیروز یادش نمیمونه. انگار هر روز یه نفر جدید استخدام میکنی و شبش میفرستیش بره — بدون اینکه چیزی یاد بگیره.
مثل گوگل باهاش رفتار میکنی
خیلیها کلاد رو فقط یه جستجوگر باهوش میبینن. ولی کلاد بیشتر شبیه یه کارمند تازهواردِ خیلی بااستعداده که باید بهش کار یاد بدی.
کارمندی که نمیدونه چیکار کنه
یه نیروی جدید که ندونه وظیفهش چیه، به فایلهای شرکت دسترسی نداشته باشه و لحن برندت رو نشناسه، هرچقدرم باهوش باشه، گیجت میکنه.
چهار مرحله تا اینکه کلاد برات کار کنه
این چهار بخش وقتی کنار هم بیان، کلاد رو از یه دستیار معمولی تبدیل میکنن به یه کارمند مخصوص کسبوکار خودت. هر بخش به یه سؤال ساده جواب میده.
قانون اصلی کسبوکار Age.md
به کلاد میگه تو کی هستی، چطور حرف بزنه و چه کارهایی نباید بکنه.
حافظهی کلاد Memory.md
یادش میمونه چطوری دوست داری کارها انجام بشه تا هر بار توضیح ندی.
اطلاعات کسبوکارت Context
مشخصات مشتریها، لیست محصولات و چیزهایی که باید دربارهت بدونه.
یاد دادن کارها Skills
کارهای پیچیده رو قدمبهقدم بهش یاد میدی تا خودش انجامشون بده.
مرحلهی اول: Age.md، قانون اصلی کلاد
این یه فایله که قبل از هر گفتگو، کلاد اول اون رو میخونه. توش مینویسی کلاد کیه و چطور باید رفتار کنه. اگه این فایل رو درست ننویسی، کلاد فقط حدس میزنه. اگه درست بنویسی، کلاد دقیقاً همونطور که میخوای جواب میده.
الف) بهش یه نقش بده
بهجای اینکه فقط بگی «کمکم کن»، بهش یه شغل بده. مثلاً: «تو مدیر بازاریابی شرکت منی با ۱۰ سال تجربه.» اینجوری مثل یه متخصص جواب میده.
ب) لحن برندت رو مشخص کن
بگو برندت چطوری حرف میزنه. مهمترین نکته: نشون بده، فقط توضیح نده — یه نمونهی واقعی بنویس تا کلاد دقیق بگیره چی میخوای.
ج) خط قرمزها رو بگو
چه حرفهایی رو هیچوقت نباید بزنه؟ کجا باید بگه «این رو از کارشناس بپرسید»؟ بدون این مرزها، کلاد ممکنه چیزی بگه که برات دردسر بشه.
د) وقتی شک کرد چیکار کنه
اگه سؤالت واضح نبود، کلاد بپرسه یا خودش حدس بزنه؟ همین یه قانون ساده، کلی دوبارهکاری رو از بین میبره.
مرحلهی دوم: Memory.md، حافظهی کلاد
کلاد بهخودیخود چیزی از گفتگوهای قبلی یادش نمیمونه. این بخش دقیقاً برای حل همین مشکله — اینکه چیزهایی که یهبار بهش گفتی، دیگه فراموش نشه.
هر اصلاح یهبار، برای همیشه
وقتی کلاد حافظه نداره، توی یه چرخهی خستهکننده گیر میکنی: تو میگی، اون اشتباه میکنه، تو اصلاح میکنی، و فردا همون اشتباه دوباره تکرار میشه.
ولی وقتی Memory.md رو درست بسازی، هر بار که یه چیزی رو اصلاح کنی، کلاد همون رو یاد میگیره. یعنی هر روز بهتر از دیروز کار میکنه.
نتیجه؟ هرچی جلوتر میری، کمتر مجبوری توضیح بدی و کلاد بیشتر میفهمه چی میخوای. انگار یه کارمند داری که هر روز حرفهایتر میشه.
مرحلهی سوم: Context، اطلاعاتی که کلاد لازم داره
یه اشتباه رایج: «هرچی اطلاعات بیشتری بدم بهتره.» ولی واقعیت برعکسه — اگه کلی فایل نامرتب بریزی جلوش، گیج میشه و نکتههای مهم گم میشن. مهم اینه که اطلاعات رو مرتب و دستهبندیشده بهش بدی.
مرتب باشه، نه شلوغ
۱ — مشتریهات کیان: دغدغههاشون چیه، چرا خرید میکنن، چه نگرانیهایی دارن و با چه زبونی حرف میزنن.
۲ — محصولاتت چیان: نه فقط ویژگیها، بلکه اینکه هر محصول چه نفعی به مشتری میرسونه. آدمها ویژگی نمیخرن، نتیجه میخرن.
۳ — چرا تو، نه رقیب: چی تو رو از بقیه متمایز میکنه و جواب آمادهت به این سؤال چیه.
۴ — نمونههای موفقت: بهترین ایمیلها و تبلیغهای قبلیت رو بهش نشون بده تا یاد بگیره چی برات جواب داده.
مرحلهی چهارم: Skills، یاد دادن کارها به کلاد
سه مرحلهی قبلی کلاد رو به یه «مشاور خوب» تبدیل میکردن. این مرحله اون رو به یه «کارمندی که واقعاً کار انجام میده» تبدیل میکنه. اینجا مهمترین قسمت ماجراست.
بدون Skill، هر بار باید از اول توضیح بدی و امیدوار باشی جواب خوب بشه. با Skill، یهبار کار رو قدمبهقدم یاد میدی و بعد کلاد هر دفعه همون رو دقیق و باکیفیت انجام میده.
بهجای یه دستور مبهم، کار رو به شش قدم ساده تقسیم میکنیم.
چک کردن دادهها
اول ببینه فایل سالمه: کجا اطلاعات کم داره، کجا عدد عجیبغریب هست.
حسابهای اصلی
کل فروش، میانگین هر خرید و اینکه نسبت به ماه قبل چقدر رشد کرده.
تفکیک کردن
فروش رو بر اساس محصول و منطقه جدا کنه و بگه چی بهتر و چی بدتر شده.
چرا اینطور شده؟
فقط نگه چی شده، حدس بزنه چرا شده — این مهمترین قسمته.
پیشنهاد عملی
سه کار مشخص که این هفته باید انجام بدی، بهترتیب اولویت.
قالب تحویل
همیشه با یه خلاصهی کوتاه شروع کنه، بعد جزئیات و آخرش پیشنهادها.
کلاد مثل یه کارمند فروش، سرنخهای جدید رو دستهبندی میکنه.
برداشتن اطلاعات
اسم، شرکت، سمت و نیاز طرف رو از پیام یا ایمیلی که فرستاده بیرون میکشه.
امتیاز دادن
بر اساس اینکه چقدر به مشتری ایدهآلت نزدیکه، بهش یه نمره از ۱ تا ۱۰۰ میده.
دستهبندی
میذارتش توی یکی از سه گروه: جدی، نسبتاً جدی، یا فعلاً بیخیال.
نوشتن جواب
متناسب با هر مشتری، یه پیشنویس جواب برات آماده میکنه.
قدم بعدی
میگه باید زنگ بزنی، ایمیل پیگیری بفرستی یا فعلاً صبر کنی.
هر مهارت یه کار رو عالی انجام بده، نه ده کار رو نصفهنیمه.
اگه جای برداشت اشتباه باشه، یعنی توضیحت کامل نبوده.
بهش بگو جواب رو دقیقاً چطوری و با چه ترتیبی تحویل بده.
اگه اطلاعات ناقص بود یا ورودی بیربط بود، بدونه چیکار کنه.
ویدیو: همهی اینها توی عمل
یه نگاه ساده به اینکه چطور این چهار مرحله کنار هم، کلاد رو به موتور رشد کسبوکارت تبدیل میکنن.
اگر ویدیو نمایش داده نشد، آن را در آپارات تماشا کنید ↗
سؤالهایی که زیاد پرسیده میشه
فایل Age.md چیه و به چه دردی میخوره؟ +
فرق Memory.md با Context چیه؟ +
Skills چطوری به کسبوکارم کمک میکنه؟ +
از کجا شروع کنم؟ +
یهبار درست راهاندازیش کن،
بعد بذار خودش کار کنه.
رقبات هم بهزودی میرن سراغ همین کار. سؤال این نیست که آیا کسبوکارها این مسیر رو میرن یا نه؛ سؤال اینه که کی زودتر شروع میکنه. اگه بخوای، ما کل این کار رو برات انجام میدیم.
دیدن سرویس راهاندازی کلاد ←